اسم فاعل

متعمق

(مُ تَ عَ مِّ) [ ع. ] (اِفا.) آن که به عمق چیزی رسیده، ژرف اندیش ؛ ج. متعمقین.

    متعمل

    (مُ تَ عَ مِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- کوشش کننده، ساعی.
    ۲- سختی کشیده.
    ۳- آن که به تکلف کاری انجام دهد؛ ج. متعملین.

      متعرب

      (مُ تَ عَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) خود را به عرب مانند کننده ؛ ج متعربین.

        متعرض

        (مُ تَ عَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- اقدام کننده به کاری.
        ۲- اعتراض کننده.

          متعرف

          (مُ تَ عَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- طلب کننده چیزی به جهت شناختن آن.
          ۲- جستجو – کننده گم شده.
          ۳- سالک که به اول وهله از شناخت خدا غافل بود و بزودی حاضر گردد و فاعل مطلق را در صور و وسایط و روابط باز شناسد.

            پیمایش به بالا