اسم فاعل

متشکک

(مُ تَ شَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) گمان کننده، شک کننده، ج. متشککین.

    متشهد

    (مُ تَ شَ هِّ) [ ع. ] (اِفا.) گوینده «اشهدان لااله الاللّه».

      متشهی

      (مُ تَ شَ هّ) [ ع. ] (اِفا.) خواهنده چیزی، رغبت کننده، آرزو دارند.

        متشاکل

        (مُ تَ کِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- موافقت کننده.
        ۲- چیزی که مانند و موافق چیزی دیگر باشد.

          متشبه

          (مُ تَ شَ بِّ) [ ع. ] (اِفا.) شبیه به چیزی، ماننده به چیزی.

            پیمایش به بالا