اسم مرکب

سبزقبا

(~. قَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) پرنده ایست حلال گوشت، کوچک تر از کلاغ با پرهای سبز و سرخ، کلاغ سبز هم گویند.

    سبزک

    (سَ زَ) (اِ.)
    ۱- سبزه.
    ۲- صراحی که از شیشه سبز ساخته باشند.
    ۳- بنگ، حشیش. سبزه (سَ زَ یا زِ) (اِمر.)
    ۱- چمن.
    ۲- نوعی کشمش سبز.
    ۳- گندم گون، کسی که رنگ پوستش اندکی تیره باشد.
    ۴- گندم یا عدس که ایرانیان جهت پیشواز عید نوروز آن را رویانده و سبز می‌کنند، سبزه عید.

      سبزه گلخن

      (~. گُ خَ) (اِمر.)
      ۱- گیاهی که بر روی سرگین روید که آن را برای گرم کردن حمام جمع می‌کردند.
      ۲- مجازاً زن زیبا از خاندان پست.
      ۳- مال دنیا.

        سبزینه

        (سَ نِ)۱ – (ص نسب.)منسوب به سبز، سبزرن گ، سبزگون.
        ۲- (اِمر.) ماده سبزرنگی که در حفره‌های گیاهان موجود است و موجب سبزی اندام‌های گیاهان می‌شود، کلرفیل، خضره الورق.

          سایبان

          (یَ یا یِ) (اِمر.) سایه بان، چتر، چادر یا چیز دیگری که برای جلوگیری از آفتاب برپا کنند. سایوان و سایه گاه نیز گفته‌اند.

            سایه روشن

            (~. رُ شَ) (اِمر.)
            ۱- تاریکی، روشنی.
            ۲- فضایی که بخش‌هایی از آن تیره یا تاریک و بخش‌های دیگرش روشن است.
            ۳- خط‌ها و سایه‌هایی که برآمدگی‌ها و فرورفتگی‌های اشیاء و چگونگی تابش نور بر آن‌ها را در یک تصویر نشان دهد (نقاشی).
            ۴- زمانی که روشنایی روز یا تاریکی شب هنوز به طور کامل بر هوا غالب نشده‌است.

              Scroll to Top