اسم مرکب

نیمروز

(اِمر.)
۱- میان روز، وسط روز.
۲- نام سیستان.
۳- نام پرده‌ای از موسیقی.

    نیم رخ

    (رُ)(اِمر.)
    ۱- نصف چهره. مق تمام رخ.
    ۲- منظره هرچیز از جانبین.

      نیم آستین

      (اِمر.) نوعی قبا که آستین‌های آن تا آرنج می‌رسد و آن را از پارچه‌های زری می‌سازند و روی لباس‌های دیگر پوشند.

        نیم پول

        (اِمر.) واحد وجه و مسکوکی در ایران (عهد قاجاریه) و آن نصف یک پول و دو برابر یک جندک بود.

          نیم تاج

          (اِمر.) نوعی وسیله زینتی شبیه تاج نیمه که بر سر عروس می‌گذارند.

            نیم ترک

            (تَ) (اِمر.)
            ۱- خود و کلاه آهنی که در روز جنگ پوشند.
            ۲- خیمه کوچک.

              Scroll to Top