اسم مرکب

دستاربند

(دَ. بَ) (اِمر.)
۱- آن که دستار بندد، معمم.
۲- عالم، دانشمند، فقیه.
۳- صاحب مسند.

    دسترنج

    (~. رَ) (اِمر.)
    ۱- مزد کار.
    ۲- چیزی که بر اثر کار و تلاش به دست می‌آید.

      دست خط

      (~. خَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) نامه یا نوشته‌ای که کسی با دست خط نوشته باشد. دست نوشت نیز گویند.

        Scroll to Top