اسم مرکب

چهارزانو

(~.) (اِمر.)حالتی مؤدبانه از نشستن که ساق پای چپ زیر زانوی راست و ساق پای راست زیر زانوی چپ قرار می‌گیرد.

    چهارشاخ

    (~.) (اِمر.) آلتی چوبی چهار شاخه و دسته دار که با آن خرمن کوفته را بر باد می‌دهند تا کاه از دانه جدا شود.

      چهارشنبه سوری

      (~. شَ بِ) (اِمر.) غروب آخرین سه شنبه سال که در آن شب معمولاً هفت بوته آتش درست می‌کنند و به ترتیب از روی آن می‌پرند و می‌گویند: سرخی تو از من زردی من از تو.

        چهارطاق

        (~.) (اِمر.)
        ۱- سقف یا گنبدی که بر روی چهارپایه بنا شده و چهار طرف آن باز باشد.
        ۲- خمیده چهارگوش.

          چهارقل

          (~. قُ) [ فا – ع. ] (اِمر.) چهار سوره از قرآن مجید که هر کدام با کلمه قل شروع می‌شود و عبارت است از: قل هواللهاحد، قل اعوذ برب الفلق، قل اعوذ برب الناس، قل یا ایهاالکافرون.

            چهارگاه

            (~.) (اِمر.) یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی که جنبه حماسی و پهلوانی دارد.

              Scroll to Top