اسم مرکب

چهارتکبیر

(~. تَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) اشاره‌است به نماز میت که در آن چهار تکبیر باید بگویند.

    چندبر

    (چَ بَ) (اِمر.) سطحی که چند خط مستقیم بر آن محیط باشد، کثیرالاضلاع، چند ضلعی.

      چنگ رومی

      (چَ گِ) (اِمر.) شلیاق، یکی از صورت‌های فلکی شمالی ؛ که به صورت چنگی فرض شده‌است. پرنورترین ستاره آن نسر واقع می‌باشد و اثافی و دیگ پایه هم گویند.

        چنگک

        (چَ گَ) (اِمر.)
        ۱- قلاب (عموماً).
        ۲- میله کوتاه فلزی سرکج که چیزی به آن اضافه کنند.
        ۳- آلتی که بر سر نخ یا ریسمان بندند و بدان ماهی گیرند.
        ۴- قلابی که فیل را بدان رانند، کجک.

          چمن زار

          (چَ مَ) (اِمر.)
          ۱- زمینی که در آن چمن بسیار باشد.
          ۲- زمینی که چمن در آن کاشته شود.

            چمچم

            (چُ چُ) (اِمر.)
            ۱- گیوه.
            ۲- سُم اسب و استر و خر و گاو و مانند آن‌ها.

              چمدان

              (چَ مِ) [ روس. ] (اِمر.) کیف بزرگ چرمی یا برزنتی یا غیره که هنگام سفر لباس‌ها یا لوازم دیگر را در آن نهند.

                Scroll to Top