تفک
(تُ فَ) (اِمر.) تفنگ، تفنگ بادی.
(تَ تُ یِ یا یَ) (اِمر.)
۱- نوعی بازی و آن چنان است که خایهای (تخم مرغی) را خالی کنند و از شبنم پر سازند و راه آن را محکم کنند و در هوای گرم در تشتی مسی گذارند و اگر هوا گرم نباشد اندکی آتش در زیر تشت افروزند. چون تشت گرم شود، تخم مرغ به جانب هوا پران گردد.
۲- کنایه از: زمین و آسمان (چه مدتها زمین را در میان آسمان میپنداشتند).
۳- نام طلسمی است. ؛ علم ~: علم نجوم.
(تَ نَ یا نِ) (اِمر.)
۱- اطاقی که تشت و آفتابه در آن گذارند.
۲- اطاق خواب.
۳- جامه خواب از توشک و لحاف و نهالی و مانند آن.
۴- مبرز، مستراح.
(تَ رِ. تِ زَ) (اِمر.) گیاهی است یک ساله با برگهای بیضی شکل، جزء سبزیهای خوردنی است که مزهای تند و تیز دارد.
(تَ رَ جَ) [ معر. ] (اِمر.) شیرابههای برگ و ساقههای گیاه خارشتر که ملین بوده و جوشانده آن برای سرفه و درد سینه مفید است.