پوسه
(~.) (اِمر.) = پوسته:
۱- پوستکی بسیار نازک جدا شده از چیزی، ورقه، صحیفه، پشیزه.
۲- قطعات سفید و نازکی که هنگام شانه کردن موی سر – – زمانی که چرک باشد – – فرو ریزد، شوره
۳- تو، تا، لا.
(~.) (اِمر.) = پوسته:
۱- پوستکی بسیار نازک جدا شده از چیزی، ورقه، صحیفه، پشیزه.
۲- قطعات سفید و نازکی که هنگام شانه کردن موی سر – – زمانی که چرک باشد – – فرو ریزد، شوره
۳- تو، تا، لا.
(~. تَ) (اِمر.) مادهای است سرخ – رنگ مایل به سیاهی که از جوشانیدن آب کشک حاصل کنند و آن به غایت ترش است، کشک سیاه، قره قورت، ترف سرخ، لیولنگ.
(پَ رَ) (اِمر.) گیاهی است بیابانی دارای برگهای پهن و گلهای سرخ و بنفش، بلندیش تا ۶۰ سانت میرسد، همراه با گردش آفتاب میچرخد. آفتاب گردک، ختمی کوچک، نان فلاخ هم میگویند.