اسم مرکب

پنج پا

(پَ) (اِمر.)
۱- خرچنگ.
۲- برج چهارم از دوازده برج فلکی، برج سرطان.

    پنج پوشیده

    (~. دِ) (اِمر.) خمسه محتجبه‌است و آن پنج علم است: اول کیمیا، دوم لیمیا، سوم سیمیا، چهارم ریمیا، پنجم هیمیا.

      پنج تن

      (~. تَ) (اِمر.) پنج تن آل عبا، خمسه آل عبا، خمسه طیبه: مراد محمد رسول الله (ص)، علی (ع)، فاطمه (س)، حسن (ع)، حسین (ع) است.

        پنج سیری

        (پَ) (اِمر.)
        ۱- وزنه‌ای معادل ۳۷۵ گرم.
        ۲- مقدار عرقی که در یک بطری می‌ریختند.

          پنج نوبت

          (پَ. نُ بَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
          ۱- پنج بار نواختن کوس یا دهل و نقاره در مدت شبانه روز بر در سرای سلاطین.
          ۲- پنج وقت نماز.

            پناه گاه

            (~.) (اِمر.) جایی که برای حفظ جان و سلامتی به آن پناه برند، جای استوار، پناه جای.

              پلی کلینیک

              (پُ کِ) [ فر. ] (اِمر.) مطبی که دارای درمانگاه‌های مختلف است و در صورت ل زوم امراض مختلف را در آن جا مورد مداوا قرار می‌دهند.

                پیمایش به بالا