اسم مرکب

پنجاهه

(پَ هِ) (اِمر.)
۱- مدت اعتکاف نصاری و آن پنجاه روز باشد چنان که چله اهل اسلام چهل روز است ؛ خمسین.
۲- یاد کرد کسی در پایان پنجاه سال.

    پنج

    و شش (پَ جُ ش ِ) (اِمر.) حواس پنجگانه و جهات شش گانه.

      پنج پا

      (پَ) (اِمر.)
      ۱- خرچنگ.
      ۲- برج چهارم از دوازده برج فلکی، برج سرطان.

        پنج پوشیده

        (~. دِ) (اِمر.) خمسه محتجبه‌است و آن پنج علم است: اول کیمیا، دوم لیمیا، سوم سیمیا، چهارم ریمیا، پنجم هیمیا.

          پنج تن

          (~. تَ) (اِمر.) پنج تن آل عبا، خمسه آل عبا، خمسه طیبه: مراد محمد رسول الله (ص)، علی (ع)، فاطمه (س)، حسن (ع)، حسین (ع) است.

            پناه گاه

            (~.) (اِمر.) جایی که برای حفظ جان و سلامتی به آن پناه برند، جای استوار، پناه جای.

              پلی کلینیک

              (پُ کِ) [ فر. ] (اِمر.) مطبی که دارای درمانگاه‌های مختلف است و در صورت ل زوم امراض مختلف را در آن جا مورد مداوا قرار می‌دهند.

                پیمایش به بالا