اسم مرکب

پساوند

(پَ وَ) (اِمر.)
۱- قافیه شعر.
۲- جزوی که به آخرکلمه اضافه شود و تغییری در معنی آن دهد.

    پس آب

    (پَ) (اِمر.)
    ۱- آب پس مانده، آبی که از تبخیر یا تقطیر چیزی می‌گیرند.
    ۲- چایی که چند بار آب جوش را در آن ببندند و چای کم رنگ و بی مزه‌ای به دست آورند.

      پس آهنگ

      (~. هَ) (اِمر.) آهنی باشد که کفشگران در پس کفش نهند تا به آن کفش را فراخ کنند آنگاه که قالب را در کفش کنند.

        پژاوند

        (پَ وَ) (اِمر.) = پژوان. پژوند:
        ۱- چوبی که برای محکمی در، پشت آن افکنند تا کسی نتواند باز کند.
        ۲- چوبی که جامه را به وقت شستن بر او زنند؛ چوب گازران، کدین.

          پزشکیار

          (~.)(اِمر.) کسی که در بیمارستان‌ها و یا مطب دستورهای پزشک را برای معالجه و بهبود مریض اجرا می‌کند.

            پریاخته

            (پُ. تِ) (اِمر.) یک فرد از موجودات گیاهی یا جانوری که بدنش بیش از یک یاخته داشته باشد، جانور و گیاه پرسلولی.

              پیمایش به بالا