اسم مرکب

آلاکلنگ

(کُ لَ) (اِمر.) دو چوب بر هم نهاده متقاطع که دو کس بر دو سر چوب بالایی نشینند و به نوبت به زیر و بالا شوند.

    آل تمغا

    (تَ) [ تر – مغ. ] (اِمر.) مهر سرخ رنگی که پادشاهان مغول بر فرمان‌های خود می‌زدند.

      آل عبا

      (لِ عَ) [ ع. ] (اِمر.) خاندان پیغمبر اسلام. آل کسا و پنج تن آل عبا نیز نامیده می‌شود.

        آقازاده

        (دِ) [ مغ – فا. ] (اِمر.) آقا، فرزند مردی بزرگ، فرزند سید، فرزند مجتهد.

          آقبانو

          [ مغ – فا. ] (اِمر.) نوعی پارچه نخی نازک و گلدار که زنان از آن چارقد می‌دوزند.

            آقسنقر

            (سُ قُ) [ تر. ] (اِمر.)
            ۱- شاهین سفید.
            ۲- کنایه از: روز، آفتاب.
            ۳- نام بعضی امرای ترک.

              آقشام

              [ تر – فا. ] (اِمر.)
              ۱- غروب، شامگاه.
              ۲- نوبتی که بر در پادشاهان و امرای ترک در شامگاه می‌زدند.
              ۳- شیپوری که هنگام غروب در سربازخانه‌ها می‌زدند.

                آفرینگان

                (فَ) [ په. ] (اِمر.) برخی از نمازهای زردشتیان که در جشن‌ها و مواقع مختلف به جای آورده می‌شود.

                  آفگانه

                  (نِ)(اِمر.)بچه نارسیده، جنین که پیش از موقع از شکم زن یا حیوان ماده سِقْط شود.

                    پیمایش به بالا