اسم مرکب

آب جگر

(بِ جِ) (اِمر.) کنایه از: خون، خونابه (طبق طب قدیم، جگر مرکز خون است).

    آب انبار

    (اَ)(اِمر.)
    ۱- جایی سرپوشیده برای ذخیره کردن آب در زیرزمین.
    ۲- آبدان، آبگیر.

      آب انداز

      (اَ)(اِمر.)
      ۱- استراحتگاهی در میان دو منزل برای رفع خستگی از چهارپایان.
      ۲- آب دزدک.

        آب بسته

        (بِ بَ تِ) (اِمر.)
        ۱- شیشه، آبگینه، بلور.
        ۲- ژاله، شبنم.
        ۳- تگرگ، یخ.

          آب پاش

          (اِمر.) آلتی دسته دار و سر پهن و سوراخ سوراخ برای آب دادن به گیاهان.

            Scroll to Top