اشترلک
(~ لَ) (اِمر.) شترمرغ.
(اِ نِ) [ ع – فا. ]
۱- (حامص) نوشتن نام داوطلب یا نام خود در دفتر یک سازمان یا مدرسه و جز آن، نام نویسی، ثبت نام.
۲- (اِمر.) کار کسی که نام کسان را در دفتر ثبت میکند، مدت زمانی که نام نویسی جریان دارد.
( اِ ) (ص نسب.) (اِمر.) نوعی از نقش و نگار، مرکب از ساقههای حلزونی شکل گلهای مختلف با برگهای متنوع که در کتیبهها، نقاشیها، کاشی کاریها و گچ بریها ترسیم میکنند.
(اِ کِ) [ انگ. ] (اِمر.) نوعی ورزش برای تقویت پاها و حفظ تعادل که به وسیله کفشهای مخصوصی که در زیر هر یک چهار – چرخ کوچک تعبیه شده یا وسیلهای به نام تخته اسکیت، بر روی زمین سخت و هموار یا یخی انجام میشود.
(اَ کُ) [ معر. ] (اِمر.)
۱- قاصد، پیک، نامه بر.
۲- کیسهای که قاصدها نامهها را در آن میگذاشتند.
۳- منزلی که در آن نامه بر یا پیک، اسب خود را عوض میکرد.
(~. مِ) (اِمر.) حکمی است که از طرف رؤسای کشورها به سفرا و مأمورین سیاسی داده میشود تا اعتبار آنها را نزد رؤسای دول بیگانه استوار سازد. قبلاً به این سند اعتبارنامه گفته میشد.