اسم مرکب

کشک بادنجان

(~ دِ) (اِمر.) خوراکی ایرانی که بادنجان کباب شده یا سرخ کرده را با پیاز و گاه گوشت چرخ کرده یا قیمه می‌پزند و در آن نعنا و کشک و گردو می‌ریزند.

    کشف الا´ یات

    (کَ فُ لْ) [ ع. ] (اِمر.) جدول و فهرست الفبایی یا موضوعی کلمات قرآن کریم برای یافتن آیه یا سوره مورد نظر.

      کشاکش

      (کَ کَ) (اِمر.)
      ۱- به هر طرف کشیده شدن.
      ۲- کنایه از: گرفتاری و حوادث.

        کش بافی

        (کِ) (اِمر.)
        ۱- کارگاه بافندگی پارچه کشباف.
        ۲- عمل بافتن پارچه‌های کشباف.

          کش مکش

          (کِ مَ کِ) (اِمر.)
          ۱- کشیدن و رها کردن.
          ۲- از هر سو کشیدن.
          ۳- جدال، ستیزه.

            Scroll to Top