اسم مرکب

قهوه قجری

(~. قَ جَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) قهوه زهردار که سلاطین قاجار برای کشتن به کسی می‌دادند.

    قنادی

    (~.) [ ع – فا. ]
    ۱- (حامص.)شیرینی – پزی.
    ۲- (اِمر.) دکان قناد، دکان شیرینی – فروشی.

      قلوه سنگ

      (~. سَ) (اِمر.)
      ۱- سنگ‌های کم و بیش درشت که از ریگ درشت تر ولی از قطعه سنگ کوچک ترند.
      ۲- قطعه‌ای سنگ نتراشیده.

        قلم نی

        (~. نِ) (اِمر.) قلمی که از ساقه نی تراشند و برای خوش نویسی به کار برند.

          قلمرو

          (~. رُ) [ معر – فا. ] (اِمر.) مملکت، حوزه فرمانروایی، حوزه عمل.

            قلمستان

            (قَ لَ مِ) [ معر. فا. ] (اِمر.) زمینی که در آن قلمه‌های درخت را کارند تا از چوب آن‌ها بعداً استفاده کنند.

              قلمکار

              (~.) [ معر – فا. ] (اِمر.) پارچه‌ای که با آلات چوبی دستی روی آن نقش و نگار چاپ کرده باشند.

                Scroll to Top