اسم مرکب

شله زرد

(~. زَ) (اِمر.) نوعی غذای ایرانی به صورت شله‌ای که با برنج، شکر، گلاب و زعفران تهیه می‌شود و آن را با خلال پسته و بادام و دارچین تزیین می‌کنند.

    شلمابه

    (شَ لَ بَ یا بِ) (اِمر.) = شلماب:
    ۱- آب شلغم.
    ۲- شلغم در آب جوشانیده.

      شکم پایان

      (ش کَ) (اِمر.) جانورانی که روی ماهیچه‌های شکم خود می‌خزندو راه می‌روند.

        شکم روش

        (~. رَ وِ) (اِمر.) دفع مواد دفعی از روده به صورت مایع و مخلوط با ترشحات نسج پوششی روده به دفعات زیاد در شبانه – روز.

          شکربوزه

          (~. زَ یا زِ) [ سنس – فا. ] (اِمر.) = شکربیزه: قسمی شیرینی و آن چنین بود که در درون قطعاتی کوچک از خمیر آرد گندم، شکر و مغز بادام و پسته نیم کوفته انباشته و می‌پختند.

            شکرپاره

            (~. رِ) [ سنس – فا. ] (اِمر.)
            ۱- قطعه‌ای از شکر.
            ۲- آن چه مانند شکر شیرین باشد.
            ۳- زردآلوی شیرین.
            ۴- قسمی شیرینی، طرز تهیه آن چنین است که مثلاً پنج سیر روغن را داغ کرده و به قدری آرد بریزند که مثل تر حلوا شود، آن وقت آن را کنار گذارند تا سرد گردد، سپس در میان سینی ریزند و خوب بمالند تا سفید شود و به عدد ده – دوازده سیر شکر را قوام آورند، سپس آن را تکان دهند تا سفت و سرد شود. آن گاه آن‌ها را مخلوط کنند و ته سینی را دارچین پاشیده و پهن کنند و یک دو سیر هم قند کوبیده روی آن پاشند.

              شکرپنیر

              (~. پَ) (اِمر.) گونه‌ای نقل به شکل آب نبات‌های درشت و تقریباً چهار – گوش و مکعب شکل که با مواد معطر از قبیل زنجبیل و وانیل خوشبو و مطبوع شده و در شب‌های عزاداری به صورت نذر و خیرات پخش می‌کنند.

                شکراب

                (ش کَ) (اِمر.)
                ۱- شربت ساخته شده از آب و شکر.
                ۲- کنایه از: به هم خوردن دوستی میان دو کس.

                  Scroll to Top