اسم مرکب

سه تار

(~.) (اِمر.) سازی است زهی مانند تار که کاسه اش کوچک تر است و با ناخن نواخته می‌شود.

    سه پرک

    (~. پَ رَ) (اِمر.) = سه پره: خطی چند که قماربازان به جهت قماربازی بر زمین کشند.

      سه تا

      (~.) (اِمر.) = ستا. ستار. ستاره: طنبوری است که سه تار به آن بسته باشند.

        سنگ تراش

        (~. تَ)
        ۱- (ص فا.) کسی که کارش کندن، تراشیدن، صیقلی کردن و شکل دادن سنگ هاست.
        ۲- (اِمر.) صورت فلکی کوچکی در آسمان نیم کره جنوبی.

          سنگ دوزی

          (~.) (اِمر.) طرح زینتی که با مهره، منجوق، پولک و سنگ‌های درخشان بر روی لباس دوخته می‌شود.

            سنگ سپاهان

            (سَ گِ س)(اِمر.) سنگ سرمه، که سُرمه سپاهان معروف بوده و برای درمان و شفای چشم از آن استفاده می‌کردند.

              سنگ صبور

              (~ صَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
              ۱- سنگ اساتیری که غم‌های مردم را می‌شنید و غم خوار آنان بود (اصولاً سنگ به صبوری و تحمل مَثَل است).
              ۲- مجازاً دوست شکیبا و دلسوز که به درد دل شخص گوش دهد.

                سنگ نوشته

                (سَ. نِ وِ تِ) (اِمر.) سنگی که بر روی آن نوشته‌ای را کنده باشند، کتیبه سنگی.

                  Scroll to Top