اسم مرکب

سه پرک

(~. پَ رَ) (اِمر.) = سه پره: خطی چند که قماربازان به جهت قماربازی بر زمین کشند.

    سه تا

    (~.) (اِمر.) = ستا. ستار. ستاره: طنبوری است که سه تار به آن بسته باشند.

      سه تا

      (~.) (اِمر.) = ستا: سه پیاله شراب که هر ناهار خورند تا غسل معده دهد؛ ثلاثه غساله.

        سه تار

        (~.) (اِمر.) سازی است زهی مانند تار که کاسه اش کوچک تر است و با ناخن نواخته می‌شود.

          سنگسار

          (سَ) (اِمر.) محکومی که او را تا کمر در خاک فرو می‌کردند و آن قدر با سنگ بر سر و رویش می‌کوفتند تا بمیرد.

            سنگواره

            (سَ رَ یا رِ) (اِمر.) فسیل، بقایای موجودات زنده گذشته‌های دور که به صورت سنگ درآمده باشد.

              سنگ تراش

              (~. تَ)
              ۱- (ص فا.) کسی که کارش کندن، تراشیدن، صیقلی کردن و شکل دادن سنگ هاست.
              ۲- (اِمر.) صورت فلکی کوچکی در آسمان نیم کره جنوبی.

                سنگ دوزی

                (~.) (اِمر.) طرح زینتی که با مهره، منجوق، پولک و سنگ‌های درخشان بر روی لباس دوخته می‌شود.

                  Scroll to Top