اسم مرکب

سکار آهنج

(سُ هَ) (اِمر.) آهنی باشد سر کج که بدان گوشت از دیگ و نان از تنور درآورند.

    سقاخانه

    (سَ. نِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) فرورفتگی کوچکی در دیوار مشرف به برخی گذرگاه‌ها که در آن آب برای نوشیدن مردم گذاشته می‌شد و از نوعی حرمت دینی برخوردار بود.

      سفیداب

      (~.) (اِمر.)
      ۱- پودر سفیدی که زنان به صورت خود مالند.
      ۲- گرد سفیدی که از بعضی مواد گرفته می‌شود و در نقاشی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

        سفارتخانه

        (س رَ. نَ یا نِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) محلی که در آن سفیر و کارمندانش به اجرای امور سیاسی مربوط به کشور خویش مشغول هستند، کنسولگری.

          سرهنگ

          (سَ. هَ) (اِمر.)
          ۱- فرمانده، فرمانده قشون.
          ۲- افسری که درجه او بالاتر از سرگرد است.

            Scroll to Top