اسم مرکب

سرجوخه

(~. خَ یا خِ) (اِمر.) نظامی ای که یک جوخه را اداره کند، و آن پایین ترین درجه نظامی است.

    سرپایان

    (سَ) (اِمر.)
    ۱- عمامه، دستار.
    ۲- کلاهخود، خود.
    ۳- کلاهی نرم که زیر کلاهخود بر سر می‌نهادند تا خود سر را آزار نکند.
    ۴- شمله و علاقه دستار و مغفر.

      سربرغ

      (سَ بَ) (اِمر.) جایی که آب از چشمه یا رودخانه در تالاب و برغ رَوَد و در آن جا جمع گردد.

        سربرگ

        (~. بَ) (اِمر.)
        ۱- کاغذی که نام و مشخصات یک مؤسسه یا شخص بر بالای آن چاپ شده‌است.
        ۲- بخش بالایی و جدا شدنی ورقه‌های امتحانی که امتحان شونده نام و مشخصات خود را بر آن می‌نویسد.

          پیمایش به بالا