اِمصغ

سگک

(سَ گَ) (اِمصغ.) نوعی قلاب چهار – گوش یا نیم دایره یا گرد برای بستن کفش، کیف، کمربند و…

    سرک

    (سَ رَ) (اِمصغ.)
    ۱- سر کوچک.
    ۲- اضافه، اضافه بار.

      سرخجه

      (سُ خِ جِ) (اِمصغ.) بیماری ای حاد و ساری که با دانه‌های سرخ رنگی روی پوست همراه است، سرخک.

        سراچه

        (سَ چَ یا چِ)(اِمصغ.)۱ – سرای کوچک.
        ۲- خلوت خانه.
        ۳- صندوقچه‌ای که درون صندوق بزرگی قرار گیرد.

          زهک

          (زِ هَ) (اِمصغ.) شیر زنان یا جانوران دیگر نو زاییده ؛ آغوز، فله.

            زنبورک

            (زَ رَ) (اِمصغ.)۱ – زنبور کوچک.
            ۲- نوعی توپ کوچک که در زمان صفویه و قاجاریه به شتر می‌بستند.
            ۳- کمانی آهنین و نوک تیز.

              زاغچه

              (چِ) (اِمصغ.) پرنده‌ای است از راسته کلاغ‌ها، کمی کوچک تر از کلاغ با پاهایی داراز و قوی.

                پیمایش به بالا