(مُ مْ ضا) [ ع. ] (اِمف.) ۱- رایج کرده، درگذرانیده. ۲- امضا کرده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) دشمن داشته شده، مبغوض.
(مُ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- برگزیده، جدا شده. ۲- دارای برتری و امتیاز.
(مُ تَ حَ) [ ع. ] (اِمف.) امتحان شده.
(مُ تَ دّ) [ ع. ] (اِمف.) امتداد یافته، کشیده شده.
(مُ تَ زَ) [ ع. ] (اِمف.) آمیخته، مخلوط.
(مُ مَ ثَّ) [ ع. ] (اِمف.) مثل زده شده، مجسم شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) تشبیه شده.
(مُ مَ حَّ) [ ع. ] (اِمف.) خالص کرده، محض شده.
(مُ سّ) [ ع. ] (اِمف.) به هم ساییده شده، مالیده شده.