اسم مفعول

مولد

(مُ وَ لَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- تولید شده، زاییده.
۲- پدید آورده.
۳- شخص عجمی که در عرب پرورش یافته.
۴- کلام ساخته و بر بافته.
۵- لغت عجمی که عرب در کلام استعمال کند.
۶- لغتی که قدمت استعمال ندارد، مستحدث. ج. (برای کسان) مولدین.

    موقوف

    (مُ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- بازداشته شده.
    ۲- ملکی که در راه خدا وقف شده.
    ۳- تعطیل شده.
    ۴- معلق.

      موکل

      (مُ وَ کَّ) [ ع. ] (اِمف.) گماشته شده، کسی که وکالت کاری به او سپرده شده.

        Scroll to Top