اسم مفعول

مقطوف

(مَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- چیده شده.
۲- در علم عروض «فعولن» چون از «مفاعلن» خیزد، آن را مقطوف خوانند و سبب آن که بدین زحاف از این جزو دو حرف و دو حرکت افتاده‌است آن را به قطف (ثمار) تشبیه کردند.

    مقعد

    (مُ عَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- بر جای مانده.
    ۲- آن که به سبب مرض (قعاد) نتواند بر پای خیزد، زمینگیر.

      پیمایش به بالا