اسم مفعول

مقتدا

(مُ تَ) [ ع. مقتدی ] (اِمف.) پیشوا، کسی که مردم از او پیروی کنند.

    مقتضب

    (مُ تَ ضَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- قطع شده، بریده.
    ۲- شعری که به بدیهه گفته شود.

      مفعول

      (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- انجام داده شده، کرده شده.
      ۲- کسی یا چیزی که فعل بر آن واقع شده باشد. و آن به دو قسم است: ؛ ~ِ باواسطه (بواسطه) یا غیرصریح یا غیرمستقیم، آن است که معنی فعل رابه واسطه حرفی از حروف اضافه تمام کند. ؛ ~ِ بی واسطه یا صریح یا مستقیم، آن است که معنی فعل را بی واسطه حرفی از حروف اضافه تمام کند.
      ۳- پسر یا مردی که لواطه دهد.

        پیمایش به بالا