اسم مفعول

مقدور

(مَ) [ ع. ] (اِمف.) قدرت داده شده، توانا شده بر چیزی، ممکن، شدنی.

    مقتضب

    (مُ تَ ضَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- قطع شده، بریده.
    ۲- شعری که به بدیهه گفته شود.

      مقتدا

      (مُ تَ) [ ع. مقتدی ] (اِمف.) پیشوا، کسی که مردم از او پیروی کنند.

        پیمایش به بالا