(مَ) [ ع. ] (اِمف.) اندوهگین، غمگین.
(مُ غَ یَّ) [ ع. ] (اِمف.) تغییر داده شده، دیگرگون گشته، از حالی به حالی شده.
(مُ لَ) [ ع. ] (اِمف.) مشکل، دشوار، غامض.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) گول خورده، فریفته – شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- کاشته شده، کشته. ۲- نهال، درخت.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) غرق شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) غسل داده شده، پاک شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ناخالص، ناسره، آشفته، پریشان.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) غصب شده، به زور گرفته شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) مورد خشم قرار گرفته.