اسم مفعول

معلول

(مَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- بیمار، علیل.
۲- هر چیزی که آن را به علت وسبب ثابت کرده باشند.

    معلوم

    (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- آشکار شده، دانسته شده.
    ۲- کنایه از: زر و درم و دینار.

      معما

      (مُ عَ مّ) [ ع. معمی ] (اِمف.)
      ۱- پوشیده.
      ۲- کلامی که با رمز و اشاره بر مطلبی دلالت کند.

        معقب

        (مُ عَ قَّ) [ ع. ] (اِمف.) آن که جانشین و اولاد داشته باشد. مق بلاعقب.

          Scroll to Top