اسم مفعول

مطلق

(مُ لَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- تمام، همه.
۲- آزاد، رها.
۳- بی قید. مق مقید.
۴- در دستور ویژگی عنصر دستوری ای که قید و شرطی در تعریف آن نیست.

    مطلقه

    (مَ طَ لّ قَ یا قِ) [ ع. مطلقه ] (اِمف.) زن طلاق داده شده، طلاق داده.

      مطبوخ

      (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- جوشانیده شده، پخته شده.
      ۲- داروی جوشانده.

        Scroll to Top