اسم مفعول

مصاب

(مُ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- مصیبت زده.
۲- راست و درست به هدف رسیده.
۳- صواب داشته شده.

    مشمر

    (مُ شَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- به سرعت واداشته.
    ۲- تهیه شده، مهیا.
    ۳- قصد شده.
    ۴- دامن به کمر زده.

      مشمع

      (مُ شَ مَّ) [ ع. ]
      ۱- (اِمف.) اندود شده با موم، مومی.
      ۲- نوعی پارچه نایلونی.

        Scroll to Top