(مُ شَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.) شرف یافته، بلندپایه شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) آشامیدنی، هرچیز قابل آشامیدن.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) بیان شده، شرح داده شده.
(مُ تَ هَ) [ ع. ] (اِمف.) مشهور، معروف.
(مُ تَ) [ ع. ] (اِمف.) جِ مشتهیه ؛ چیزهای خواسته شده و آرزو کرده شده.
(مُ شَ جَّ) [ ع. ] (اِمف.) درختکاری شده، درخت دار.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) پر شده، انباشته شده، آکنده.
(مُ شَ خَّ) [ ع. ] (اِمف.) معین، معلوم.
(مُ شَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- سخت و محکم شده. ۲- حرفی که دارای تشدید باشد.
(مُ تَ بَ) [ ع. ] (اِمف.) به اشتباه افتاده.