اسم مفعول

مسند

(مَ نَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- نسبت داده شده.
۲- چیزی که به آن تکیه شود.
۳- یکی از ارکان اصلی جمله.

    مسوده

    (مُ سَ وَّ دِ) [ ع. مسوده ] (اِمف.)
    ۱- پیش نویس، نوشته‌ای که بعداً اصلاح و پاکنویس شود، چرک نویس.
    ۲- سیاه کرده شده.
    ۳- نمونه‌ای که چاپخانه از مطالب چیده شده دهد تا تصحیح و برگردانده شود.

      مسمط

      (مُ سَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- مروارید به رشته کشیده شده.
      ۲- نوعی قالب شعری که پنج مصراع آن به یک قافیه و مصراع ششم به قافیه دیگر باشد.

        Scroll to Top