(مَ) [ ع. ] (اِمف.) شکست خورده، هزیمت یافته.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) هضم شده.
(مُ دا) [ ع. ] (اِمف.) هدیه داده شده.
(مُ هَ ذَّ) [ ع. ] (اِمف.) پاکیزه شده از عیب و نقص.
(مَ یّ) [ ع. ] (اِمف.) هدایت شده، ارشاد شده.
(مَ جُ وّ) [ ع. ] (اِمف.) هجو کرده شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) دور افتاده، جدا افتاده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) بنای شکسته و ویران.
(مُ) [ ع. ] (اِمف.) خوار کرده شده.
(مُ نَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) کلمهای که به آن تنوین داده شده.