(مَ) [ ع. ] (اِمف.) بیهوش، سرگشته.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- روغن مالیده. ۲- چرم، چرم رنگ شده.
(مُ دَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) گرد، دایرهای.
(مُ دَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) تدوین شده، گردآورده شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) قرض دار، بدهکار.
(مُ) [ ع. ] (اِمف.) گداخته شده، آب شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- دفع شده، رانده شده. ۲- گُه، نجاستی که از مقعد انسان خارج شود.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) دفن شده، به خاک سپرده شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- کوفته شده. ۲- لاغر و باریک. ۳- آن که مرض دق دارد.
(مُ دَ لَّ) [ ع. ] (اِمف.) با دلیل آورده شده، دارای دلیل.