اسم مفعول

محفور

(مَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- حفر شده، کنده شده.
۲- کسی که دندان‌های وی خالی یا فرسوده شده.

    محفوظات

    (مَ) [ ع. ] (اِمف.) جِ. محفوظه.
    ۱- حفظ شده.
    ۲- آن چه در ذهن و یاد نگه داشته شده باشد.

      محقق

      (مُ حَ قَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- امر تحقیق شده، راست و درست.
      ۲- تحقیق یافته، به حقیقت پیوسته.

        محصول

        (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- حاصل شده، به دست آمده.
        ۲- حاصل زراعت و مانند آن.

          محضور

          (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
          ۱- حاضر شده.
          ۲- چیزی با بسیار آفت که پریان بر آن حاضر شوند.

            Scroll to Top