اسم مفعول

محروسه

(مَ سَ یا س) [ ع. ] (اِمف.) مونث محروس. ؛ ممالک ~ عنوانی که در عهد قاجار به کشور ایران داده بودند.

    محسن

    (مُ حَ سَّ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- نیکوساخته، زینت داده.
    ۲- تحسین شده.

      محسنه

      (مُ سَ نَ یا نِ) [ ع. محسنه ] (اِمف.) مؤنث محسن.
      ۱- زن احسان شده.
      ۲- خوبی، نیکی.
      ۳- صفت خوب، خصلت نیک. ج. محسنات.

        Scroll to Top