اسم مفعول

مجرد

(مُ جَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- تنها.
۲- بی – همسر.
۳- دارای جنبه نظری.

    مجبوب

    (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- خصی کرده.
    ۲- در علم عروض جب انداختن هر دو سبب «مفاعلین» است، «مفا» بماند، فعل به سکون لام به جای آن بنهند و فعل چون از «مفاعلین» منشعب باشد، آن را مجبوب خوانند یعنی خصی کرده به سبب آن که هر دو سبب از آخر آن انداخته‌اند.

      مجتث

      (مُ تَ ثّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- از بیخ برکنده شده.
      ۲- نام یکی از بحور شعر بر وزن دو بار مفاعلن فعلاتن.

        پیمایش به بالا