(مَ) [ ع. ] (اِمف.) آفریده شده، فطری قرار داده شده، سرشته.
(مُ) [ ع. ] (اِمف.) گذرنده، رهسپار، راهگذار، عابر.
(مُ تَ با) [ ع. ] (اِمف.) برگزیده، پسندیده.
(مُ) [ ع. ] (اِمف.) جواب داده، پاسخ داده شده.
(مُ) [ ع. ] (اِمف.) اجازه داده شده.
(مُ ثَ قَّ) [ ع. ] (اِمف.) سوراخ کرده شده.
(مُ قَ) [ ع. ] (اِمف.) بار سنگین، تحمیل شده، گرانبار.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) سوراخ شده، دارای ثقبه.
(مُ ثَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- هشت تایی، هشت گوشه. ۲- فروخته شده.
(مُ) [ ع. ] (اِمف.) پاداش داده شده.