(لُ) (حامص.) برهنگی، عوری. ؛ ~پُختی برهنه و بی سر و پا.
(لَ قَ) [ ع. لباقه ] ۱- (مص ل.) زیرک شدن، ماهر گردیدن. ۲- (حامص.) چرب زبانی، زیرکی.
(~. پَ دِ) (حامص.) شکستگی لبه چیزی.
(حامص.) پاک کردن گل و لای، تنقیه.
(حامص.) جذابیت، گرفتگی.
(یَ دِ) (حامص.) ۱- سخن گویی، نطق. ۲- خوانندگی (آواز)، قوالی.
(حامص.) تنبیه.
(حامص.) عشرت، نشاط.
(~.) (حامص.) شهادت، تأیید و تصدیق درستی یا نادرستی امری.
(گُ) (حامص.) گواهی دادن، شهادت.