حاصل مصدر

کاردرمانی

(دَ) (حامص.) روشی که بیمار را با کار کردن معالجه می‌کنند. (به ویژه در مورد معلولیت‌ها و بیماری‌های روانی).

    کارپردازی

    (~.) (حامص.)
    ۱- مباشرت.
    ۲- بخشی از اداره که وظیفه آن فراهم کردن کار یا نوشت افزار آن اداره‌است.

      قیزه بندی

      (~. بَ) [ هند – فا. ] (حامص.) بستن پارچه بر عورت و بند کردن سر دیگر آن به طرف سرین در کمر.

        قلم بندی

        (قَ لَ. بَ) [ معر. ] (حامص.) عمل قلم بند و آن تهیه و ساختن قلم مو برای انواع نقاشی‌ها است.

          قلمزنی

          (~. زَ) [ معر. فا. ] (حامص.)
          ۱- عمل و شغل قلمزن.
          ۲- نویسندگی، کتابت.
          ۳- نقاشی.
          ۴- یکی از هنرهای زیباست و آن ایجاد نقوش جانوران، گیاهان و طرح‌های مختلف است به روی نقره، ورشو یا فلز دیگر.

            پیمایش به بالا