(خُ دِ) (حامص.) ۱- از رواج و رونق افتادن. ۲- رد شدن. ۳- سرخوردگی، یأس.
(بَ تِ) (حامص.) علاقه، پیوستگی.
(نِ ش) (حامص.) دزدیده به گفتگوی دیگران گوش دادن.
(حامص.) خوبی، احسان.
(حامص.) ۱- ناپدیدی، فنا. ۲- فقر.
(نُ) (حامص.) پیشوایی، رهبری.
(~. نَ) (حامص.) ناسپاسی.
(نُ یا نَ یَ دِ) (حامص.) ۱- عامل بودن، ۲- وکالت در مجلس. ۳- آژانس.
(~.) (حامص.) ۱- محافظت، حراست. ۲- مواظبت، توجه دقیق.
(~.) (حامص.) محافظت، مراقبت.