جهانداری
(~.) (حامص.) سلطنت.
(~.) (حامص.)
۱- شغل و عمل جنگل بان.۲ – ادارهای از شعب وزارت کشاورزی که مراقبت از جنگلها را به عهده دارد.
(~. وَ) (حامص.)
۱- جمع کردن، گ رد کردن، فراهم آوردن.
۲- پیش گیری از انتشار یا گسترش.
۳- نظم دادن به چیزهای آشفته و در هم بر هم.
(جَ) [ مغ – فا. ] (حامص.) جادوگری به وسیله سنگ جده (=یده). ضح. – مغولان و ترکان معتقد بودند که توسط چنین سحری میتوانند طوفانهای برف را در وسط تابستان ایجاد کنند.