(~. بَ) [ ع – فا. ] (حامص.) غرس و نشاندن درخت خرما.
(نَ وَ) [ ع. نداوه ] (حامص.) ۱- تری، نمناکی. ۲- تازگی، طراوت.
(نَ) [ ع – فا. ] (حامص.) ۱- شومی، نامبارکی. ۲- خشک سالی.
(~.) (حامص.)معاشرت و عشق – بازی در دوران نامزدی.
(حامص.) ناامیدی، محرومی.
(فَ) (حامص.) ۱- سرکشی، طغیان. ۲- معصیت، گناه.
(گَ) [ ع – فا. ] (حامص.) بی تجربگی، تازه کاری.
(زُ. طَ) [ فا – ع. ] (حامص.) ۱- حساسیت، زودرنجی. ۲- طبع شاعرانه و لطیف داشتن.
(~.) (حامص.) ۱- باریکی. ۲- نرمی و لطافت. ۳- حساسیت، زودرنجی.
(~.) (حامص.) دوختن لباس -های تابستانی و نازک. مق ضخیم دوزی.