ص. اِ

تبعه

(تَ بَ عِ) [ ع. تبعه ] (ص. اِ.) جِ تابع.
۱- پیروان.
۲- اهالی یک مملکت.

    پیر

    [ په. ] (ص. اِ.)
    ۱- سالخورده.
    ۲- مراد، مرشد.
    ۳- دانا، خردمند. ؛ ~ ِ کسی در آمدن متحمل رنج فراوان شدن. ؛ ~ ِ کسی را در آوردن کسی را به سختی اذیت کردن.

      پیا

      (ص. اِ.)
      ۱- مرد کامل.
      ۲- باارج، ارزنده.
      ۳- متمول، صاحب اعتبار.

        پیاده

        (دِ) (ص. اِ.)
        ۱- کسی که با پای راه می‌رود و سواره نیست.
        ۲- بخشی از ارتش که سواره نیستند.
        ۳- ضعیف، مسکین.
        ۴- یکی از مهره‌های شطرنج.
        ۵- عامی، بی سواد.

          پهلو

          (پَ لَ) (ص. اِ.)
          ۱- قومِ پارت.
          ۲- دلیر، شجاع.
          ۳- شهر.

            پزشک

            (پِ زِ) [ په. ] (ص. اِ.)کسی که حرفه اش معالجه امراض است، طبیب.

              پرفسور

              (پُ رُ فِ) [ فر. ] (ص. اِ.)استاد دانشگاه، استاد، مجازاً شخص بسیار دانشمند.

                Scroll to Top