شکرفنده
(ش کَ فَ دَ یا دِ) (ص فا.)
۱- لغزنده.
۲- اسبی که زیاد سکندری میخورد.
(~. زَ) (ص فا.)
۱- کنایه از: قمار باز و کسی که هر چه دارد در معرض تلف و نابودی میگذارد.
۲- کسی که از هر تعلقی آزاد است.
(ش اَ) (ص فا.) = شش اندازه:
۱- کسی که شش بجول بازی کند.
۲- کسی که نرد بازد، نراد.
۳- کسی که شش گوی الوان مدور از چوب یا غیر آن به هر دو دست بگیرد و بر هر دستی سه عدد، در هوا اندازد و گیرد بطوری که هیچ یک زمین نیفتد و پیوسته چهار عدد آن در هوا باشد.
۴- ماه شب چهارده، بدر.
۵- نوعی خورش که از تخم مرغ با پیاز ترتیب دهند.
(شَ رَ) [ ع – فا. ] (ص فا.)
۱- کسی که به شرف و افتخاری نایل آید.
۲- آن که به فرصت بزرگی میرسد.