ص فا

زکان

(زَ) (ص فا.) کسی که از روی خشم یا دلتنگی با خود حرف بزند.

    زرکش

    (زَ کَ یا کِ) (ص فا.) آن که تارهای زر به پارچه کشد.

      زرروب

      (زَ) (ص فا.) کسی که خرده‌ها و ریزه‌های زر جمع کند.

        زداینده

        (زَ یَ دَ یا دِ) (ص فا.)
        ۱- پاک کننده.
        ۲- جلا دهنده.

          زخم آور

          (زَ خْ. وَ) (ص فا.) مطرب، کسی که بر ساز زَخمه می‌زند.

            زبرپوش

            (زِ یا زَ بَ) (ص فا.)
            ۱- لحاف.
            ۲- بالاپوش، جبه.

              زباندان

              (~.) (ص فا.)
              ۱- خوش بیان.
              ۲- آن که به جز زبان مادری خود یک یا چند زبان دیگر بداند.

                Scroll to Top