(وَ) (ص فا.) = زواره: خادم، خدمتکار.
(~. نِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) گوشه گیر، منزوی.
(ص فا.) زاینده، آن که تولید میکند.
(رَ دِ) (ص فا.) زاری کننده.
۱ – (اِ.) نخ تابیده. ۲- (ص فا.) در ترکیب به معنی «ریسنده» آید: پشم ریس، نخ ریس.
(~. گَ) (ص فا.) کسی که فلزات را ذوب کرده و در قالب میریزد.
(گَ) (ص فا.) ۱- دوری کننده. ۲- سرکش.
(رَ وَ خا) (ص فا.) گدا، گدای دوره گرد.
(رَ وَ دِ) (ص فا.) ۱- عابر. ۲- راهرو، سالک. ج. روندگان.
(~. خا) [ ع – فا. ] (ص فا.) شخصی معمولاً در لباس روحانی که کارش خواندن روضهاست.