(~. پُ) (ص فا.) غذایی که کسی با دست خود پخته باشد.
(~ چَ)(ص فا.) چپ گرا، چپ رو.
(~. اَ) (ص فا.) در حال رقص و نشاط.
(~. اَ) (ص فا.) رقص کننده، کسی که از فرط شادی دست افشانی میکند.
(~. پَ سَ)(ص فا.) بدپسند، دشوار – پسند.
(~.) (ص فا.) نگاهبان قلعه.
(~.) (ص فا.) افسر نیروی دریایی که درجه او برابر با درجه سرتیپ است.
(دَ کِ یا کَ) (ص فا.) = دریاکشنده: شراب خواری که دیر مست شود.
(~. نَ وَ) (ص فا.) ۱- آن که با کشتی دریا را طی کند. ۲- ملاح.
(~. پَ) (ص فا.) کسی که دروغ گوید.