ص مف

قیراندود

(اَ) [ معر – فا. ] (ص مف.) = قیراندوده: قیرمالیده، آغشته به قیر.

    قلم زده

    (~. زَ دِ) [ معر – فا. ] (ص مف.)
    ۱- نوشته، مکتوب.
    ۲- منقش.
    ۳- فلزی که روی آن قلمزنی شده باشد.

      فهمیده

      (فَ دِ) [ ع – فا. ] (ص مف.)
      ۱- دانا.
      ۲- باادب، نیک رفتار.

        فلک نواز

        (~. نَ) [ ع – فا. ] (ص مف.) خوش – اقبال، کسی که سرنوشت به او روی خوش نشان داده.

          فلکزده

          (~. زَ دِ) [ ع – فا. ] (ص مف.)
          ۱- بدبخت.
          ۲- فقیر، تهیدست.

            فلخوده

            (فَ دِ) (ص مف.) = فلخیده: پنبه زده شده و پاک شده.

              Scroll to Top