ص مف

واخورده

(خُ دِ)
۱- (ص مف.) شکست خورده، از رونق افتاده.
۲- مأیوس، دل سرد.

    وابسته

    (بَ تِ) (ص مف.)
    ۱- مربوط، منسوب.
    ۲- خویشاوند.
    ۳- مأمور دولتی که سفارت آن دولت در کشور دیگر وظایفی را انجام دهد، اتاشه. ؛ ~ بازرگانی مأمور دولتی که در سفارت آن دولت در کشور دیگر به امور بازرگانی رسیدگی کند.

      نوزاد

      (نُ) (ص مف.) کودکی که تازه به دنیا آنده.

        نوساز

        (نُ)
        ۱- (ص فا.) آن که چیزی را تجدید و تعمیر کند.
        ۲- (ص مف.) نوساخته، تازه ساز.

          پیمایش به بالا