دم بریده
(دُ. بُ دِ)(ص مف.) کنایه از: شخص زرنگ و آب زیر کاه.
(~.) (ص مف.)
۱- با دست مالیده شده.
۲- مجازاً مغلوب. ؛~ ابریشمی یا یزدی برداشتن کنایه از: شروع به چاپلوسی و تملق کردن.
(~. رِ) (اِمر.) (ص مف.)
۱- آلتی که پشت در نصب کنند و برای باز کردن و بستن در، آن را به دست گیرند.
۲- تکهای پارچه که در آشپزخانه به دست گیرند و با آن ظرف غذا را از روی اجاق برمی دارند.